تبليغاتX
بهرام رادان، ستاره ي سينماي ايران ღ♥ღ____ cloes up___ღ♥ღ






















Blog | Profile | Archive | Email | Design by | Name Of Posts


ღ♥ღ____ cloes up___ღ♥ღ

پوستر بازیگران.عکس بازیگران

حدس بزنین این چیه.....

کامپیوتر نونی

+نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت9:17 PMتوسط ملیکا | |

http://ellana.blogfa.com/

+نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت4:59 PMتوسط ملیکا | |

الناز شاکردوست، محمدرضا گلزار، حامد بهداد، حمید گودرزی، رضا رویگری، نیما شاهرخ شاهی، یوسف تیموری و ... ابوالفضل پورعرب - مجنون لیلی

محمدرضا گلزار و الناز شاکردوست - مجنون لیلی

الناز شاكردوست - دو راه حل براي يك مسئله

+نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت12:34 PMتوسط ملیکا | |

 (باران كوثري) را مي گوييم؛ دختر كوچولوي سينماي ايران كه در 21 سالگي، سيمرغ بلورين جشنواره فجر را از آن خود كرده است. وي در 25 مهرماه سال 1364 در تهران به دنيا آمد. ديپلم خود را در رشته هنر گرفت. پدرش (جهانگير كوثري) كارشناس به نام فوتبال و تهيه كننده سينماست و مادرش را هم كه ديگر همه علاقه مندان به سينما مي شناسند، (رخشان بني اعتماد...)
باران مي گويد: اولين سكانسي كه بازي كردم در سال 69 بود. كاري از داريوش فرهنگ، با بازي در فيلم سينمايي (بهترين باباي دنيا)، در آن زمان پنج ساله بودم...

يك سال بعد در فيلم (نرگس) كاري از مادرش ايفاي نقش كرد، او در سال 82 ديپلم گرفت و سپس مدرك ديپلم نمايش از هنرستان سوره را هم اخذ كرد. او تا سال 81 بيشتر در فيلم هاي مادرش بازي كرد. سال 73 در فيلم روسري آبي، 76 در بانوي ارديبهشت، در سال 78 زيرپوست شهر، در سال 80 روزگار ما و در سال 81 در فيلمي از اصغر فرهادي بازي كرد كه (رقص در غبار) نام آن فيلم بود و... سپس در سال 82 مقابل دوربين (سيروس الوند) ظاهر شد، در فيلمي به نام (برگ برنده...) اما بيشتر زماني چهره شد كه در فيلم جديد (محمدحسين لطيفي) ايفاي نقش كرد، فيلم خوابگاه دختران كه در ژانر ترس بود.
همچنين در سال 84، بازي در فيلم ابوالحسن داودي با نام (تقاطع) را ايفا كرد... در ماه مبارك رمضان امسال نيز اولين كار تلويزيوني خود را بازي كرد. مجموعه اي به كارگرداني محمدحسين لطيفي، به نام (صاحبدلان.) پس از بازي در اين مجموعه به آبادان رفت و در فيلمي از همين كارگردان به نام (روز سوم) بازي كرد. فيلمي كه او را كانديد دريافت جايزه فجر كرد، اما باران سينماي ايران به جز اين فيلم، در فيلم مادرش (خون بازي) هم كانديد گشت و همين فيلم باعث شد، او در 21 سالگي جايزه سيمرغ بلورين را به دست آورد. البته قبل از باران، ترانه عليدوستي بود كه در 17 سالگي توانست به خاطر بازي در فيلم (من ترانه 15 سال دارم)، اين جايزه را از آن خود كند.باران مي گويد: هميشه يك قضاوت درباره من است كه صحيح نيست، همه فكر مي كنند با وجود پدر و مادرم من بايد خيلي زود مي درخشيدم و توي هم نسل هايم، تنها كسي بودم كه پله پله بالا رفتم و هيچ اتفاق خاصي برايم نيفتاد. مهم نيست، من به اين گفته ها توجه نمي كنم، اما من هيچ گاه دنبال اين نبودم كه ديده بشوم، مي خواستم حرفه اي باشم و حرفه اي بودن به نظر من يعني اين كه عضو يك مجموعه باشي. باران اعتقادي به سوپراستار شدن ندارد:
نمي خواهم شعار بدهم اما به واقع دلم نمي خواهد، چون سينما براي من هدف نيست، بلكه وسيله است. پدرش مي گويد: باران دختري مسئوليت پذير است، شايد اين را از خلق و خوي ما به ارث برده، همچنين اعتماد به نفس عجيبي دارد. باران كوثري مي گويد: يك بازيگر خوب، بازيگري است كه هرگاه مقابل دوربين ظاهر شود، فكر كند اولين سكانس تصويربرداري اش است و دست و پايش بلرزد و مهم اين كه در واقع بازي كند. چرا كه مردم اين را مي خواهند، حتي اگر چهره نباشي و پارتي هم نداشته باشي.چندي پيش كه با باران صحبت مي كرديم، به ما گفته بود (پدر و مادرم نقش مهمي در ورود من به سينما داشتند، اما باران اگر لياقت داشته باشد، مي ماند، اگر پتانسيل داشته باشد، بيننده را جذب مي كند و... ) و درست هم گفت، باران لياقت داشت كه كانديداي بازي در دو فيلم شد و از يكي از آنها سيمرغ دهه فجر را كسب كرد.
باران در رابطه با خصوصيت يك دوست خوب مي گويد (دوستي خوب است كه معرفت داشته باشد.) او اهل ورزش هم است، تنيس، اما دو سال است كه ورزش نمي كند. باران دختر سينماي ايران، در حال حاضر به همراه مادرش در آمريكا به سر مي برد، او مي گويد (پدر و مادرم بهترين دوستان من هستند.)باران در مورد فيلم (خون بازي) به كارگرداني مادرش مي گويد: در اين فيلم به معناي واقعي كلمه، صادقانه بازي كردم، در مورد اين فيلم و زندگي معتادها كتاب خيلي خواندم، با معتادها در ارتباط بودم، كساني كه ترك كردند يا پزشكان متخصص... حتي در جلسات ترك اعتياد هم شركت كردم، پزشكان به من كمك كردند، چون خود افراد معتاد نمي توانستند، زياد حالاتشان را به من بگويند.
همچنين از مشاوران پزشكي هم زياد كمك گرفتم، من در اين فيلم به معناي كامل، كلمه (ترس) را متوجه شدم. در مدت تحقيق و بازي ديدم كه آدم ها چقدر راحت اين اتفاق برايشان مي افتد كه تنها يك لحظه است. در واقع اعتياد ،آدم را تبديل به يك حيوان مي كند.
جايزه باران كوثري، (يك سمند) بود و البته پس از دريافت سيمرغ دستمزدش هم بالا رفته است.بد نيست خاطره اي از دوران كودكي باران كوثري از زبان پدرش بشنويم. جهانگير كوثري فوتباليست سال هاي دور استقلال مي گويد: باران از كودكي استعداد خوبي داشت، يادم مي آيد سر صحنه فيلم (بهترين باباي دنيا)، ساخته داريوش فرهنگ، صدابرداري سرصحنه انجام مي گرفت؛ از طرفي باران كه در آن زمان پنج سال بيشتر نداشت، بايد ديالوگ هاي زيادي را مي گفت و از طرفي هم سواد خواندن و نوشتن نداشت. از اين رو همه عوامل فكر مي كردند كه كاري بس مشكل در انتظار آنان است. آتيلا پسياني كه آن زمان دستيار كارگردان اين فيلم بود، در اولين لوكيشن، يك بار ديالوگ ها را براي باران مي خواند، به بار دوم نمي كشيد كه دخترم، ديالوگ ها را به خوبي حفظ مي كرد كه اين حركت باعث تعجب همه شد، اين خاطره اي جالب از باران بود كه در ذهن من و مادرش مانده است...جهانگير كوثري در ادامه مي گويد: باران در ايران نيست، اما دلش اين جاست

+نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت12:21 PMتوسط ملیکا | |

نام: مهتاب کرامتي

مهتاب کرامتي



تاريخ تولد: 1349

فارغ التحصيل رشته ميکروبيولوژي از دانشگاه آزاد اسلامي در سال 1373.
گذراندن دوره کلاس‌هاي کارگاه آزاد بازيگري زيرنظر امين تارخ.
همسر بابک رياحي‌پور (آهنگساز - نوازنده گيتار).
فعاليت در تلويزيون در سال 1375.
شروع فعاليت سينمايي با فيلم / مجموعه مردان آنجلس (اصحاب کهف) - پس از آنکه در کلاسهاي کارگاه آزد بازيگري شرکت کرد - (فرج‌الله سلحشور) به عنوان بازيگر در سال 1375. او براي بازي در فيلم مرد باراني کانديد دريافت جايزه از هجدهمين جشنواره فيلم فجر شد.


بخشي از فيلم شناسي:

1385 آدم ( عبالرضا کاهاني ) [بازيگر]

1385 پاداش سکوت ( مازيار ميري ) [بازيگر]

1383 رستگاري در هشت و بيست دقيقه ( سيروس الوند ) [بازيگر]

1383 هشت پا ( عليرضا داودنژاد ) [بازيگر]

1381 شاه خاموش ( همايون شهنواز ) [بازيگر]

1381 ملاقات با طوطي ( عليرضا داودنژاد ) [بازيگر]

1379 بهشت از آن تو ( عليرضا داودنژاد ) [بازيگر]

1379 مريم مقدس ( شهريار بحراني ) [بازيگر]

1378 مرد باراني ( ابوالحسن داودي ) [بازيگر]

1378 موميايي3 ( محمدرضا هنرمند ) [بازيگر]

1377 مردي از جنس بلور ( سعيد سهيلي) [بازيگر]

جوايز و انتخابها :

>> کانديد سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن (مرد باراني)

[ دوره 18 جشنواره فيلم فجر (مسابقه سينماي ايران) - سال 1378 ]

+نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت12:13 PMتوسط ملیکا | |

8 خرداد 86 - 00:43
 نکات جذابی از احسان خواجه امیری

افتخار می کند که اهل مشهد است به قول خودش : خطه ی غمگین و

هنرمندپرور.در دوران تحصیل بچه ی پر شرو شوری بود  و اهل دعوا.

همیشه کمبود خواهر را در زندگی حس کرده است. ورزش بوکس را به صورت

حرفه ای انجام داده اما به دلیل مشکل تنفسی دیگر ادامه نداد .از درس

جغرافیا همیشه تجدید می آورد  اما نمره ی انشایش بیست بود.

در کودکی ادای زورو را زیاد در می آورد .هر عکسی که از مارلون براندو

بخواهید دارد .معتقد است زیباترین و بهترین پایان مرگ در اوج است .با فوتبال

رابطه ی خوبی ندارد .می گوید  به نظر من  هر کس باعث فروش یک فیلم 

بشود قابل احترام است . اگر فرصتش را داشته باشد روزی 15 ساعت هم

می خوابد .خیلی دوست داشت علی حاتمی زنده بود و با او کار می کرد.

شیفته ی فیلمهای دهه ی  60 و 70 غرب است  خودش می گوید : در آن دوره 

موجی به وجود آمد که الگوهای من از آن برخاسته اند مارلون براندو مریلین

مونرو و جیمز دین .اگر قرار باشد غیر از تهران  جای دیگری زندگی کند چالوس

را انتخاب می کند .در دوران مدرسه از دروس  تاریخ ادبیات فلسفه و منطق

لذت می برد .می گوید:همه چیز بازیگری با ارزش است  درست مثل زندگی.

در دوران تحصیل به خاطر سینما زیاد از مدرسه فرار می کرد می گوید:

در حیطه ی بازیگری  هرگز به خودم رحم نمی کنم .

برای ایفای هر چه بهتر نقش معتاد در بوتیک زیر دوش آب سرد می رفت

و وقتی به مرز سرما و یخ زدگی می رسید دیالوگ هایش را ادا می کرد ...!

می لرزید و دیالوگ هایش را با خودش تکرار می کرد ...

در زمان بازی در بوتیک هدفش این بود که یک نوع احقاق حق کند و به همه

ثابت کند که بازیگر توانایی است بازی در مجموعه ی تلویزیونی خط قرمز به

او پیشنهاد شد اما نپذیرفت.

یک زمانی تمبر جمع می کرد و آلبوم تمبر داشت .همه ی معلم های دوران

ابتدایی اش را دوست داشت. غیبت کسی را نمی کند و عقیده دارد  لحظه

لحظه ی زندگی با ارزش است.

+نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت11:20 AMتوسط ملیکا | |

ن مطلب تو شماره جدید مجله اتفاق نو (58) نیمه دوم اسفند 85 چاپ شده :

1- بیست و ششم آبان سال 52 به دنیا اومد . 2- بچه کوی کارمندان مشهد 3- فرزند اول خانواده 4 - یک ساله بود که خانواده اش برای ادامه رندگی به تهران آمدند5 - یک برادر کوچکتر از خودش دارد 6- محله اش در تهران خیابان جیحون 7- در ده سالگی با دیدن نمایش گوران عاشق تئاتر شد 8- شجاعت اولین خصوصیت بارز دوران کودکیش بود 9 - حضور در تئاترهای مدرسه ای -10- در کودکی محبوب تمام اقوام بود 11- در کلاس سوم راهنمایی سه بار مردود شد ! 12- شانزده ساله بود که به همراه خانواده اش به مشهد بازگشتند 13- در نیشابور تئاتر را جدی گرفت 14- این توصیه معلمش را جدی گرفت " اگر می خواهی بازیگر شوی , سعی کن تا بازیگر ثحصیلکرده ای شوی " 15- تماشاگر سینما در دوران نوجوانی 16 - معمولا تنها به سینما می رفت تا فیلم ها را با تمرکز بیشتری ببیند 17 - برادر رضا کیانیان ( داوود کیانیان ) , به او مشاوره های زیادی داد 18 - تمام معلمان مدرسه بازیهای او در تئاتر را دوست داشتند 19-مغرور از سن نوجوانی 20- پر تحرک 21- بیست ساله بود که دوباره به تهران آمد اما این بار تنها 22- خانواده اش موافق زندگی او در تهران نبودند 23- در تهران رشته دانشگاهی نمایش را انتخاب کرد 24- همزمان , در مدرسه بازیگری سمندریان هم آموزش دید 25- بدون پشتوانه مالی به تهران آمد 26- در دوران دانشگاهی برای یک شرکت ساختمانی هم کار می کرد 27- آشپزی اش ناگهان خوب شد 28-هم کلاسی و هم دانشگاهی با مجید صالحی , شهرام حقیقت دوست , کیهان ملکی , نگار فروزنده , یوسف تیموری و ... 29-- بهترین رفقایش در تهران بچه های دانشگاه آزاد بودند 30- ماهر در پیاده روی 31- اهل مطالعه و تند خوان 32- یکی از دوستانش برای بازی در " آخر بازی " با کارگردان به توفق نرسید و حامد جانشین او شد 33- در اولین فیلم سینماییش نقش اول را به عهده داشت 34- برای حضور در آخر بازی نامزد دریافت سیمرغ بلورین شد 35- با وجود درخشش در آخر بازی دو سال هیچ پیشنهاد جدیدی را دریافت نکرد 36 - محبت های مالی رامبد جوان را هیچ وقت فراموش نمی کند 37 - برای آنکه فراموش نشود در یک قسمت از سربال همسفر بازی کرد 38 - در بوتیک دو سکانس بازی کرد اما ادعا می کند که به اندازه دو سال برای این سکانسها انرژی صرف کرده است 39 - نقش خودش در این حرف نمی زند را چندان دوست ندارد 40 - با حضور در " صبح روزی که متولد شدم " به آرزوی بازی در فیلمهای جنگی دست یافت 41 - بعد از آن یک بار دیگر با محمدرضا آهنج این بار در سایه آفتاب همکاری کرد 42- محبوبیت میان مردم با سایه آفتاب43 - اسم شخصیتی که در سایه آفتاب به اودر فیلم نامه سپرده شد منصور بود اما خودش به خاطر ارادت به امام هشتم آن را به رضا تغییر داد 44 - پر اضطراب و با انرژی حرف می زند 45 - مردم او را بهترین بازیگر سایه آفتاب معرفی کردند 46- این سریال پس از مرگ شخصیت رضا با نزول شدیدی مواجه شد 47 - از حضور در فیلمهای کوتاه استقبال می کند 48 - بیزار از تملق 49 - بعد از سایه آفتاب سعی کرد از نقش های منفی فاصله بگیرد 50 - عاشق بازی خسرو شکیبایی در هامون 51 - برای بازی در سربازهای جمعه قرارداد بست اما آن را فسخ کرد 52- عاشق تنهایی وسکوت 53- هنوز پایان نامه تحصیلی اش را به دانشگاه آزاد ارائه نداده است 54- در میان فیلمهای پیش از انقلاب به گوزنها علاقه دارد 55- با وجود انصراف از حضور در سربازهای جمعه هنوز هم دوست دارد روزی با کیمیایی همکاری کند 56-حضور در فیلم نا تمام چای تلخ ساخته ناصر تقوایی و همبازی شدن با گلاب آدینه و حسین یاری 57-می گوید دانشگاه باید به به من و امثال من افتخار کند 58- در پروژه چای تلخ با حسین یاری هم اتاق بود و با او بیسار عیاق شد 59- می پذیرد که برای بسیاری از فیلم ها فقط به دلیل انگیزه مالی قرارداد بسته است 60- در فیلم رقص با ماه نقش یک جوان نابینا را بازی کرد 61- خانواده اش سه سال است به تهران آمده اند و کنار او زندگی می کنند 62- بازی در یک نقش کاملا مثبت در فیلم کافه ستاره 63- در " باغ فردوس پنج بعد از ظهر " نقش کوتاهی داشت که چندان در آن دیده نشد 64- در فیلمی به کارگردانی عباس کیا رستمی برای دومین بار نقش یک نبینا را بازی کرد 65- " یک مشت پر عقاب"به کارگردانی اصغر هاشمی دومین سریال جدی اوست که در آن با رضا کیانیان همبازی شده است 66- به دلیل حضور در یک مشت پر عقاب شانس بازی در فیلمهای زیادی را از دست داد 67- تهمینه میلانی او را برای نقش اصلی"آتش بس"انتخاب کرده بود اما قرارداد با تلوزبون مانع شد 68- نخستین همکاری با تهمینه میلانی در فیلم کوتاه " می ترسن پس دروغ میگم " 69- پیشنهاد بازی در " چهار انگشتی " سعید سهیلی را قبول نکرد و بهرام رادان جایگزین او شد 70- دومین هکاری با تهمینه میلانی در تسویه حساب 71- برای یازی در تسویه حساب پول نگرفت و به صورت اتفاقی بازی کرد 72- حضور کمرنگ در فیلم آدم 73- می ترسد از اینکه در پیری دچار جنون شود و بچه اش حوصله تحمل او را نداشته باشد 74- همچنان مجرد 75- چند بار آرزوی مرگ کرده است 76- محمد حسین لطیفی برای نقش افسر عراقی در روز سوم فقط روی او نظر مثبت داشت 77- در تولید روز سوم به پوریا پورسرخ کمک زیادی مرد 78- عاشق مارلون براندو . می گوید " براندو شاعر بازیگری است " 79- پس از مرگ آنتونی کویین به شدت گربه کرد 80- حرف زدن او به زبان عربی در"روز سوم"هیچ ایرادی نداشت 81- همیشه یک دیوان حافظ همراهش دارد 82- بسیاری از شخصیت هایی که نقش آنها را بازی کرده در جربان داستان فوت کرده اند مثلا در سایه آفتاب ,کافه ستاره , روز سوم و ..83- به سینما می رود تا از حضور خودش روی پرده لذت ببرد84- می گوید : " به نامزد دریافت جایزه شدن در جشنواره ها عادت کرده ام " 85- روز سوم باعث شد برای سومین بار در جشنواره فجر نامرد دریافت جایزه شود 86- مدتی است از تئاتر فاصله گرفته است 87- پرهیز از مصابحه های مطبوعاتی 88- چشم هایش ضعیف شده اند 89- حمید فرخ نژاد را یکی از استانداردترین بازیگرهای حال حاضر سینمای ایران می داند 90- اتومبیل : پژو 206 ...... 91- برای بازی در هر دو نقش اصلی پارک وی به فریدون جیرانی پاسخ منفی داد 92- پیش تر به مسعود آب پرور برای حضور در قتل آنلاین هم جواب منفی داده بود 93- شماره موبایلش را هرگز تغییر نداده است94- کوتاهی و بلندی نقش چندان برایش اهمیتی ندارد 95- پخش سربال یک مشت پر عقاب با بازی او اویل سال آینده آغاز می شود 96- درونگرا 97- عضو هیچ باند بازیگری یی نیست 98 - در جشن خانه سینما و مراسم دنیای تصویر برای کافه ستاره جابزه گرفته است 99- اهل جر و بحث با کارگردان ها 100- اعتقاد دارد همبازی شدن با نا بازیگرها ترسناک تر از رو به رو شدن با بازیگر های حرفه ای در فیلم هاست

استخوان بندی این اطلاعات مربوط به مصاحبه حامد با همین مجله در دی ماه 83 هست . خودم قسمتهایی از مصاحبه که تو این نکته ها نبود و بهش اضافه کردم تا تکمیل شه :

اولین نمایش حرفه ای من معرکه در معرکه بود که توسط حسن میر باقری کارگردانی شد و در رشت و انزلی و چند شهر شمالی دیگر اجرا شد و با استقبال خوبی همراه نبود . البته کیفیت این نمایش در سطح بالایی بود

_ بازی در صبح طلوع می کند و اتوبوسی به نام هوس مرا قوی تر کرد باید بگویم که پله های ترقی را پیش آقای سمندریان آموختم

_ سینمای مورد علاقه من سینمای تخمه شکن و هیجان و لذت بردن است . سینمایی مه تماشاگر عام را از گرفتاری هایش خلاص کند و وقتی اعضای خانواده به سینما می روند از دیدن فیلم لذت ببرند و یک محبوب را در ذهن خود شکل بدهند . حالا فرقی نمی کند این نوع سینما از موسیقی آبگوشت و دعوا بهره بگیرد یا روش های دیگری را برای لذت آفرینی در مخاطبش داشته باشد

_ آقای فرهاد شریفی مرا پیش هادی مرزبان بردند و 10 روز در تهران ماندم . آن سالها معلمی داشتیم به اسم رضا مقصودی که به من گفت : اگر اینجوری ادامه بدهی به هیچ جایی نمی رسی اگر واقعا تئاتر را دوست داری دیپلکت را بگیر و بعد هم تحصیلات آکادمیک داشته باش .

_ به نظر من نوشتن ناب ترین هنری است که وجود دارد . زمانی نامه نگاری زیبا ترین نشانه عشق بود اما حالا در جامعه ما ارزشها عوض شده اند . حالا ارزشهای انسانی توسط کسانی به مسخره گرفته می شوند که خودشان مسخره هستند ! مثلا در گفتارهای عادیشان حرف " ر " را تلفظ نمی کنند تا بگویند آدم سطح بالایی هستند ! انگار سالهای سال در ایران نبودند و فارسی حرف زدن را هم بلد نیستند !

_ این همه درس خواندم که لااقل تماشاگری حرفه ای باشم . سینمای ایران زمانی پر از روح و انرژی و دل بود . سینمای فارسی گرچه آبگوشتی بود اما انرژی داشت . باید قبول کنیم که تماشاگر ما از سینمای تئوریزه لذت نمی برد و متاسفم بگویم که روح سینمای ما رفته است .

_ سهراب شهید ثالث و خسرو سینایی دو کارگردان روشنفکر سینمای ایران به تماشای فیلم سلطان قلبها می روند تا به تصور خودشان به این فیلم بخندند اما خسرو سینایی در خاطرات خود چنین نقل می کند که بعد از گذشت دقایقی چنان تحت تاثیر فیلم قرار گرفته که گریه کرده است / به نظر من باید یرای این نوع سینما احترام قائل شویم .

_ در این چند ساله فیلمی که از نظر من هم تماشاگر عام و هم مخاطب خاص را راضی کرده " زیر پوست شهر " بوده است . بازیهای هنرپیشگان این فیلم فوق العاده بود و موقعیت های دراماتیک آن هم حرف نداشت . مثلا آن سکانسی که که طوبی ( گلاب آدینه ) بعد از آنکه دخترش را در کلانتری کتک می زند به او در اتوبوس میوه می دهد .

_ گرچه خودم سالهای سال تحصیل کرده ام اما از حضور بازیگرانی که بدون دانش بازیگری هنرپیشه شده اند اصلا ناراحت نیستم چون معتقدم هیچ کسی جای دیگری را تنگ نمی کند . در همه جای دنیا قهرمان باید زیبا و جذاب باشد تا چرخ اقتصاد سینما به حرکت در بیاید .

+نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت11:19 AMتوسط ملیکا | |

بیوگرافی نیوشا ضیغمی:

بازیگری که در جشنواره 24 فیلم فجر چهره ای ناآشنا بود و در حال حاضر خیلی از هنردوستان هم او را نمی شناسند.

از بازيگران موفق كانون سينما گران جوان (ورودي سال 1382) كه بلافاصله پس از پايان دوره آموزشي خود مشغول به كار در عرصه حرفه اي سينما و تلويزيون شد.نیوشا بواسطه استعداد و توانايي و تلاش مستمر خود توانست در مدت كوتاهي در فيلم های سينمايي بزرگی در نقش اول کار کند.
نیوشا ضیغمی فارغ التحصیل روانشناسي كودك و متولد 18 تیر سال 1359 تازگی ها نامزد کرده که همسرش  در کار هنری فعالیت ندارد.

نیوشا ضیغمی و همسرش
05


31

 دوره بازيگري كانون سينما گران جوان با سریال «در چشم باد»مسعو جعفری جوازانی در سال 1382 کار حرفه ای را آغاز کرد.یک سال بعد با بازی در فیلم«تر دست»محمد علی سجادی و کار با این کارگردان با تجربه به او بازیگری را بیشتر آموخت تا این باعث شد که  محمد علی سجادی نام اورا در کنار بازیگرهای مورد علاقه اش قرار دهد.

بعد از تجربه «تردست » محمدعلی سجادی او را برای بازی در فیلم «شوریده» در اواخر سال 1383 انتخاب کرد.
نیوشا ضیغمی با بازی در فیلم «شوریده » گامی بزرگ در سینما برداشت و با حضور در جشنواره 24 فیلم فجر باعث شد نامزد دریافت تندیس بهترین بازیگر نقش اول  زن شود و با هدیه تهرانی رقابت کند.که خودش گوشه ایی از  موفقیتش را بازی در فیلم «شوریده» و همکار اش با محمدعلی سجادی می داند.
«مواجهه » که در جشنواره 24 فیلم فجر هم حضور داشت باعث شد تا داوران جشنواره تبهر جالبی روی نیوشا داشته باشند و او را جز بازیگران حرفه ایی قرار دهند.
«اخراجی ها »  بدلیل حضور بازیگران بزرگ خانه درس بزرگی برای نیوشا ضیغمی بود.که پرفروش ترین فیلم تاریخ سینمای ایران را با بازی در فیلم مسعود ده نمکی یدک می کشد.
نیوشا ضیغمی در سال 1385 بازی خود رادر «پارک وی » به اتمام رساند. «پارک وی » مطمئنا یکی از کارهای ارزشمند او ست به خاطر کار کردن با کارگردان بزرگی همچون فریدون جیرانی.اما نیوشا زیاد در بازی در این فیلم راضی نیست چون در زمان منتاژ فیلم سکانس های خوب نیوشا را خذف کر ده بودند.
اما در جشنواره 25 فیلم فجر هم حضور خوبی داشت با سه فیلم «پارک وی » «اخراجی ها » و «گناه من» که در این فیلم با حمید گودرزی همبازی بوده است  که در این میان کار ده نمکی یعنی «اخراجی ها» با استقبال مردم روبرو شد ودر ایام عید در حال اکران است که در آن فیلم که تنها فیلم اکران شده از اوست حضور درخشانی داشته است و از نظر خیلی از سینماگران آینده روشنی در انتظار اوست.
همیشه می دانستم و اعتقاد داشتم که مرز بین داشتن و نداشتن ، تصمیمی و اراده ایست استوار. پس خواستم که بروم. راه سخت بود ، باید بسیار می آموختم و تجربه می کردم
 باید از خودم کس دیگری می ساختم ، اما عشق ، عشق رسیدن به هدف هر روز در من پر رنگ تر شد.
عشق و اراده به یاریم آمدند تا به هدف نزدیک شوم و هر روز به شکرانه این عشق تلاش می کنم قدمی به سوی راههای بزرگتر بردارم ، مبارزه کنم و امیدوار باشم..

 

عکس های نیوشا ضیغمی

عکس های نیوشا ضیغمی



عکس های نیوشا ضیغمی









عکس های نیوشا ضیغمی














+نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت5:36 PMتوسط ملیکا | |